بادام تلخ

فاستعذ بالله انه هو سمیع علیم

بسم الله الرحمن الرحیم

امروز روز رحلت یا به نقلی شهادت حضرت معصومه(س) بود! حاج آقا از قم می گفتنو قداست این شهر، احادیثی که در ارتباط با این شهر اومده و...

هفته گذشته خبر کوتاهی در گوشه ای از روزنامه ها منتشر شد و بی هیچ واکنشی، مانند بیشتر اخبار کوتاه مشابه، به بایگانی و آرشیو روزنامه ها رفت.

خبر این بود که در شهر قم، در پی اشتباه یک کارمند، دستگاه عابربانک یکی از شعبه ها، برای چند ساعت به جای اسکناس 5 هزار تومانی، چک پول پنجاه هزار تومانی به مراجعان پرداخت می کرده و در هفت- هشت ساعت، بیش از 25 میلیون تومان پول اضافه داده شده و... سرانجام مسؤولان شعبه متوجه شده و جلوی زیان را گرفته اند! اما نکته تکان دهنده این خبر آن بود که هیچکدام از انبوه مراجعانی که در این مدت چند برابر پول درخواستی از دستگاه گرفته بودند، برای پس دادن آن و هشدار به بانک مراجعه نکرده بودند!
تصورش را بکنید دهها نفر رفته اند و کارت را در دستگاه گذاشته و برای نمونه، 20 هزار تومان برداشت کرده اند، اما دستگاه 200 هزار تومان به آنها داده، اما از این میان یک نفر زحمت نکشیده چند قدم آن طرف تر برود و به بانک بگوید، دستگاه، ده برابر بیشتر از حقش را به او پول تحویل داده! همه خلق ا... پول را در جیب گذاشته، چشمشان را بسته اند و پی کارشان رفته اند!
این رفتار برای جامعه ای که چندین دهه است اخلاقیات، محور شعارها و باورهایش شده، نشانه خطرناکی است؛ البته و بی گمان تنها با استناد به آنچه رخ داده نمی توان حکم صادر کرد و هزار اما و اگر وجود دارد، ولی هر چه هست نشانه به صدا درآمدن زنگهای خطری است که کسی پروای شنیدن آنها را ندارد!
به خاطر دارم در سالهای نخست انقلاب، یکی از بستگان نزدیک من، با جهاد سازندگی همکاری می کرد. در آغاز جهاد سازندگی نهادی انقلابی و خودجوش بود، معاونت اداری و مالی چندانی نداشت و کارمندان محدود آن حقوق معلوم و ثابتی نداشتند، اما با اشتیاق کار می کردند.
نقل او از روزهای آخر ماه و پرداخت حقوق در قیاس با خبر اخیر که نقل شده، شگفت آور است: او می گفت، هر ماه، روز پرداخت حقوق، مقداری پول در یک کارتن می گذاشتند و بچه های جهاد یکی یکی می رفتند در اتاق و سرمیزی که کارتن پول آنجا بود و هر کس بی آنکه دیگری ببیند و بداند، به اندازه مورد نیازش در آن ماه، پولی بابت دستمزد برمی داشت. ای عزیزی که این نوشتار را می خوانی! اگر از نسلی هستی که آن روزگار و آن مردان و زنان را درک نکرده ای، باور کن که اینها افسانه نیست. آن ایمان و باورها بود که پایه این انقلاب شد و توانست در برابر هجوم تمام کفر، آن را تا امروز محافظت کند.
آن آشنای جهادی می گفت، همیشه پول، زیاد می آمد و چه بسیار آنها که پولی برنمی داشتند و بعضی گاه حتی مبلغی به آن اضافه می کردند. به راستی ما را چه شده است که امروز پای اختلاسهای میلیاردی به میان می آید و مدیر بزرگترین بانکها با گذرنامه بیگانه به خانواده اش در کانادا میپیوندد و دو ملیتی از آب درمی آید؟
چرا باید در قم چنین داستانهایی رخ دهد؟ البته این پولهای اضافه پرداخت شده قابل پیگیری است.تصور کنید وقتی بروند سراغ آنکه به جای 50، 500 هزار تومان گرفته و دم برنیاورده، طرف چه حالی می شود و چه پاسخی برای رفتارش خواهد داشت؟

(منبع متن فوق: روزنامه قدس)

نیمه شعبان بود لطف خدا شامل حالمون شد و امام زمان (عج) طلبیده بودن که رفتیم جمکران!

آدمهای زیادی اونجا بودن همه به یه نحوی دل مشغولیشون، بودن تو مراسم شب میلاد بود!

خیلی کم یادمه یعنی اصلا یادم نیست جواب بابا به سوالم که "این همه عاشق امام زمان(عج) یعنی توشون 313 نفر پیدا نمیشه؟!!" چی بود!!

بگذریم که چقدر آدم به این درو اون در می زنن با نوبت، بی نوبت، با وام، بی وام، پیاده، سواره ، هوایی و چه و چه برن مکه و مدینه و کربلا و سوریه و حتی مشهد...

بگذریم که عیدای غدیر خیلی ها معتقدن عیدی از دست سید برکته و چقدر به اون تیکه کاغذ اسکناس حرمت قائل میشنو تو بهترین موقعیت کیف پولشون می ذارن

بگذریم که آب سقاخونه رو به نیت شفا و غذای مهمونسرا رو با هر ترفندی به دست میارن

بگذریم که از راه دور با هزار و یک امید میان - گاهی خیلی نزدیک چند تا خیابون اون طرف تر - می رسن روبروی ضریح صدای صلواتشون فضا رو پر می کنه چادرشونو دور گردنشون گره می زننو به هر نحو ممکن دستشونو می رسونن به ضریح گاهی با تموم شلوغی اون وسط به شبکه های ضریح گره می زنن تا گره از کارشون باز بشه

نمی دونم اگه همه ی اینا باور قلبی ماست پس چرا...! آخه کسی که باور داره، ایمان داره! کسی که ایمان داره ....

ولی چرا؟! چرا گاهی پامون سست میشه؟! یا می زنیم جاده خاکی یا تو همون آسفالته در جا!؟

چرا وقتی چشمم به پیرمرد افغانی که کنار بلوار اسباب بازی و ... می فروشه افتاد ترس دیر رسیدن دو دلم کرد ! چرا فکر کردم ...! آیه 47 سوره یس تنمو می لرزونه! اینکه فاصله ام تا کفر چند لحظه بود!!

یه جا خوندم اگه عیبی رو از کسی بگیری از دنیا نمیری تا زمانی که خودت به اون عیب مبتلا میشی!

همه ی اینا و نوشتن این حرفا اینجا یه تذکر به خودمه آخه می گن خوبه آدم به خودش تذکر بده!

نمی گم همه ی آدمها بدن نه اما...

دم عید بازار آجیل فروشام گرمه! دیدین بهترینو مرغوبترینو گرون ترین آجیلو که می خری تا یه دونه مغز تلخش میاد لای دندونت از تموم اون آجیل زده میشی!؟ حتی برای جبرانش میری سراغ یه چیز دیگه مثل شکلات، شیرینی، حتی آب

حکایت ما آدمها حکایت همون مغز تلخه! یه دونه خراب بقیه رو هم خراب می کنه! خراب نکنه تو آتیشی که گرفتاره می سوزونه، سوختن تر و خشک با هم

خدا انشاءالله تموم خصلت های بد رو از هممون دور بکنه و هیچ کدوم اینجوریا نباشیم، اگه هستم انشاءالله به لطف خودش خوب بشم

من خودم خیلی بدم! اما با تموم بدیام تموم سعیم اینه که حرمت این سرزمینو حفظ کنم ! تصور اینکه رو زمینی پامیذاری که قبل از تو یکی از اولیای خدا روش پا گذاشته یه جور نهیبه! شما که انشاءالله خوبید که دیگه جای خود... 

کاش انشاءالله باورهایی که باید رو باور کنیم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امام جواد (ع)-
نعمتى که سپاسگزارى نشود مانند گناهى است که آمرزیده نشود.

غررالحکم 6/441/10926

خدایا شکرت که هوامونو داری، کمکمون کن! ... انشاءالله

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

و من الله توفیق...

/ 11 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نبات

به نام خدا صاحبخونه هستییییی؟[زبان]

نبات

جالب بود...راست میگیا! حالا یعنی من بودم میرفتم میگفتم... این عیبو قبول دارم...1وقتایی راجب یه کسیم که قضاوت میکنم چندوت بعد سر خودم میاد ویادم میفته که ا من راجب فلان کس قضاوت کردم اینطورشد..

cactoos

سلام....[گل][گل][لبخند][قلب]

cactoos

سلام مهشید جون من آپم[گل][قلب]

مبینا

بنام خدا سلام :)عیدت مبارک[گل] انشاءالله سالی خوبی داشته باشی.اگر بدی ازم دیدی حلال کن.. اینم یه[گل]که[بوسه]باهاشه،با آرزوی سلامتی :) خوشبخت باشی :)

شیرین

سلام عزیزم[ماچ] سال نوت مبارک[گل]

cactoos

سلام مهشید جان سال نومبارک/آپم[قلب]

نرگسی

به نام خدا سلام صاحبخونه..ننه مهشید[زبان][نیشخند] عیدی ماچی شد؟[زبان]

مائده

بسمه الله سلام [عصبانی] این جا رو اکتیو میکنی نمیگی برم یه در بزنم ... یه نامه ای ... چیزی ... خبری ... بگم آپم [عصبانی][عصبانی] جـــــــــــــــــــیغ [نیشخند] خوبی تو مهشیدم؟ آپتم مثل همیشه ... م ه ش ی د تکم:)